یک جای کار میلنگد - تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 21:12
وقتی در هر ماه نصف ماه حدود حداقل ۱۵روزش نخواستنش است یعنی میلنگد جای کار به بچه آوردن فکر میکنم ولی وقتی پدر بچه را دوس ندارم ظلم است وگرنه ترک بارداری و حاملگی ومحدودیتش بله آسان نیس ولی اگر عاشق بودم حسم میگفت به جان میخریدمش من میخندم نه به انجام آن کار به سوتی آن جمله مثل تو دادی ولی او بلند دا...
دی اچ پی و نو چایلد باش و من مسول زندگی خودمم نه پدر مادرم خودش و خانوادش - تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 21:12
دی اچ پی برای پذیرش بهتر روند بدون جنگ مسول خودمم چون بقیه هم مسول خودشون بودن توی بچگی و الان برای شوشو بی چایلد برای روند تا به دی اچ پی برسم و بعد مجدد ببینم سیبم چطور میچرخه  و نگرش بقیه و رفتارشون چیه استخاره ۱۴۰۰/۸/۲۸ ساعت حدود ۱۱و سی و پنج و ج در عکس هقدص و  وگن هب یسکAdblock test (Why?)
زنگ زدم روز مادر - تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 21:12
نه برای رسول نه برای مامانش یا حمیده یا اینکه بگم ببخشه خشمش زیاد نشه.   برای فکر خودم مشغول میشد استرس تپش قلب نمیدونم از چی فکرم مشغول که عید چی میشه زارت ببینیم همو زشته های مامانم اینا بزرگترها رابطه مامانم و ننه گل آغا خلاصه وجدانم گفتم انگار بچه برای قدیمی ها عادیه درسته تو الان بیشعوریه ولی ع...
انگار تمومی نداره - تاریخ: 1400/1/2 ساعت: 17:50
دستپخت من تکه همه میدونن اینوxa0 بهم میگه مامان و بابا و خواهرم میدونن تو بهم نمیرسی و غذا نمیذاری سر همین اونا بهم زنگ میزنند برام چیزی بیارن، جالبیش اینه تو این 3سال زندگیم تا حالا دستپخت مادرشوهرمو نخوردم و.....xa0 نمیدونم چرا اینجور مواقع مهربون میشن و دلسوز که زنت نمیرسه بهت و ماییم که میرسیم ب...
خطاهای رفتاری - تاریخ: 1400/1/2 ساعت: 17:50
ساعت 8 شب در تاریخ 7اذر 99 ناراحت شدم و حس غم داشتم چون برای کاپشنی که خواهرش آورد کلی ذوق داشت ولی یکسال پیش برای کاپشن من که یکسال مدام هم پوشیدش هیچ ذوقی نداشتxa0 ساعت 8و بیست دقیقه ناراحت شدم و حس خشم داشتم که ظرف شستن زیاد وظیفمه و تشکر نکردxa0 ساعت 11شب با آذر ناراحت شدم و حس بی تفاوتی نسبت به...
فامیل - تاریخ: 1400/1/2 ساعت: 17:50
موقع تحقیق از من از 20 نقر 18 نفر خوب گفتند برای ازدواج، 2نفر بد گفتند به مامان رسول، این دو نفر 2تا از زن عمو هام بودن که خیلی بد گفته بودند و 18 نفر دیگه عالی گفته بودنxa0 آدم که وجدانش درد بگیره خودش دوباره میاد، ما کلا هیچ چیزی به روشون نیوردیم تا اینکه زن عموم هی زنگ میزد به مامانم که میخوام نی...
بچه میخوام - تاریخ: 1400/1/2 ساعت: 17:50
خب تو ام از خونه و ماشین بزن به نامم منم بچه میارمxa0 پس نگو بچه میخوام منم چیزی ازت نمیخوامxa0 داغ شد که تو منو سر پول میخوای گفتم نه چون میدونم به اسمم نمیزنی اینو گفتم ولی اینو خوب فهمیدم تو منو دقیقا سر بچه میخوای و سر بچه با من ازدواج کردی و ذره ای حرف از پول شه، منو قابل نمیدونم و جدا منم تو خ...
قول میدهم - تاریخ: 1400/1/2 ساعت: 17:50
قول میدهم و متعهد میشوم به خودم که به مرد، مجرد متاهل(رفع دلتنگی، حرف دلخوری با رسولxa0 و جواب دادن به احساسات و رو آوردن به دیگری و....) پیام نمیدهم به جز حالت وجدان راحت که درسی، کاری و.... اونم با موازین که خود فرد واقف هستxa0
بچه - تاریخ: 1400/1/2 ساعت: 17:50
من میخوام به اهدافم به هرچی که باش حال میکنم برسم اول دوس دارم خارج رو رقصیدن رو دوچرخه رو دکتری رو استادی رو و سفر رو...... نمیخوام بچه دار شم تا اشباع نشدم حس درونمه. به رسول هم با همه وجود که مرد خوبی هست و حقشه بچه اجازه میدم اگر خواست زن بگیره یا بچه بیاره یا هرچی ولی من متأسفم که گفتم دو سال ب...
مادرم که هر روز تماس میگیرد اکثرا درونم خشم دارم - تاریخ: 1400/1/2 ساعت: 17:50
یاد کنترل کردن هایش میفتم و بد جوابش را میدهم چون بارها گفتم کمتر بگو این را بخور یا این را بیارم یا تنقلات سالم یا بیاید و گازم را پاک کند عصبانیم میکند مادر است و من مادر نبوده ام ولی هرچه فکر میکنم برخی رفتارهایش/صدای نگرانش را نمیفهمم /گاهی کلی بار منفی را میشنوم که بگذار بیایم و کنترلت کنم و از...
خواهش میکنم با کسیکه دوسش دارین ازدواج کنین - تاریخ: 1400/1/2 ساعت: 17:50
برای خواهرش و برادرش پیتزا درست کردم ..........خیلی رو پا بودم ...... با یه گل بیمزه و مرغ های بزرگ و گوشت ننش اومد فکر کرد باید جفتک بزنم از ذوق من داشتم فیلم مورد علاقمو میدیدم گفت همین الان بلافاصله بعد ناهار بیا کمکم سر گوشت ها گفتم پام درد میکنه و الان دارم فیلم میبینم گفت خیر سرمون عیده با این...
از چیا ناراحتم روز هیچ - تاریخ: 1400/1/2 ساعت: 17:50
_مامانش جلوی من کادو داد حمیده قوری کتری به قول مامانم و آذر میشد بعد از من بده _وقتی گریه میکنم به تخمش نیس بگه عزیزم خالص بغلم کنه بگه گریه نکن راحت نگاهم میکنه خیلی عذاب اوره انگار از شکنجم خوشش میاد _ارشم میگفت به ما میگفتی بیایم کمکت تو جا به جایی مبل هاxa0 _خونه ایه که باهم انتخاب کردیم، ببخشی...
حس واقعی عمیق عشقی به سگها دارم برنو هدو - تاریخ: 1399/1/31 ساعت: 10:18
اینه نخریدی، من احترام گذاشتم اومدمرفتی خونه آجیت فقط با عید دیدنی من مشکل داشتنیبار غذا به من نداده ننش، کاپشن قرمز هم که هر روز میپوشه اونم رید روز اول که خریدم برای روز مرد ش با پول خودمxa0آینه با پو
مشورت - تاریخ: 1399/1/31 ساعت: 10:18
رفته دنارو فروخته بعد 3ساعت و نیم که گفته یک ساعت بعد از کارم میام و تازه بهش هم گفته بودم و رفته سر دستکش داروخونه و به من میگه دنارو فروختم، بعد سر آینه من یه کولی بازی کرد تازه داداش ککه اون هم نار
افسردگی شدید - تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 1:30
سلام من سال 95 تا 97 افسردگی داشتم و افسردگی شدیدم در سال 95بود حال به هر علتی، عدم توجه مادر، بی اعتمادی خانواده بهم، شکست عشقی و و و.... احساس بی کفایتی، احساس خودکشی داشتم، و.....xa0آدم افسرده انگیزه
چه خوبه تو بچه با مامانم هم نظرم - تاریخ: 1398/12/19 ساعت: 1:30
نه به بچه نه به بچه نه به بچهاز عدم مادر شدن و نازایی هی میترسونن، راستش میترسیدمم که سن بعدا 10 سال بعد بالاست و طبق تنبلی تخمدان و.... بچه اوردن سخت و نشدنی بشه ولی تهش بشه آقا جان، بچه پرورشگاه با
بچه و خارج - تاریخ: 1398/10/12 ساعت: 10:31
نشسته بودیم همه میگفتن بعد یک سال بچه بیار، دوتا بچه هم که نوه داییش بودن و 30 روزه و 3 ماهه بودن مدام گریه و زردی و قولنج و بچه 20 میلیونی و اون یکی دندانxa0 پزشک بود، مامانش و کلافه بود و شیر خشک بهش
خود منم قبول دارم جهازو کار ندارم ولی بهم گفت هزینه 10 تومنو خودت بده - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:09
البته شاید فکر کرد خیلی پولداریم ولی بازم درستش نبود....xa0یه سینیxa0تابه بزرگ نداشتم......xa0نمیدونم اینو
سر تو میشه بچه دار شد - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:09
6 ماه جلو اونا وایسه و دعواxa0با آون همه فشار وایسه و بخواد یکتنهxa0گفت سخت بدستت آوردم چون هیچ کس نخواستxa0قهر با ننش، قهر با آقاش...xa0فشار جهیزیهxa0جنگیدعشقxa0باید لایقش شمxa0بایدxa0باید چون بعد خدا فقط ما همو دار
شب بعد باز کردن گچ پام با کیک رفتیم خونه ننه ای - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 3:09
کثافتا، ننه ای میگه زنش دروغ میگه من رسولو میشناسم، رسول نخواسته ما بفهمیم زنش پاشو گچ گرفته، هرچی میگذره زیر سر زنشه، با قسم من هم عوضی میگفتxa0حمیده طلبکار بود، عوض اینکه من دلخور باشم که بعدفهمیدنشون