به معنی برگشت به ایهام نیس چون ( اعتمادم شکسته شده، بهش ببینم، گیرم که باش ازدواج کنم، من به این آدم بدبینم، تا یه پیام بده فکر میکنم به حمیده میده، میگم آون پزشک بوده اونو خواسته،دروغگو هست، به حرفاش اعتماد ندارم، بابا از قد کوتاهش، از نحوه خوردنش و ملچ مولوچ کردنش نحوه پنگوئنی راه رفتنش، چاپلوسی کردنش پیش دکتر حمید...... این چندش هارو یادت رفته؟؟؟؟؟ از شارژ گرفتن برای حمیده، از لوس عکس گرفتنش، تاپ زدن به موهاش،خیلییییییی جدی ایراد داشت و داره..... پوست صورتش پر از کک و مک و لک و..... ول کن جون جدت نیلو)
چه فکری داره این آدم، مقایسه هم کنی که درست نیس، رنف همهههههه چیزش بهاره، حس، قد، هیکل، مجردی، خانواده، دارایی، کمک کردن..... جدی میگما....
میفهمی اینارو؟
برچسب:
نویسنده: محمد رضایی