
ظاهر رنف. خوبه مقایسه کردم با مهرداد محبوبه و محسن و رضا دکتره و شوهر لیلا و شوهر نسیم و اکثریت مردهای دورم ستار سمیع و ....جدا ظاهر جذاب ندارن و از رسول.... کمترن ظاهری جدی
چیش به دلم نیس موضوع ارتباطه اون شهبازی با کلماتی مثل اذعان ،عزیزم حالا ننویس من بگم یک مرتبه مرد بودنش پشت نوشتارش برام مشهود بود ولی رنف نه تا حالا گفتگوی دلنشین نداشتم جدا نداشتم و این بعد هست که داره خفم میکنه و برای من به شدت مهمه که نمیبینه آقا در ذاتش نیس جدی نه هست نه دنبالشه نه جذابه براش که یاد بگیره خب چیز جالبی نیس و گلیم نیس و در ذات کلامشم نیس
و به شدت برای من مهم و نشده ....
موضوع ارتباطه جدا وگرنه اونها که هرگز من باشون زیست نمیکردم باز به رنف ولی موضوع من ارتباطه....
ارتباط بعد پول که نمیده و خیلی حساب کتاب و اینکه زن براش سنبل زایشه و پخت و پز غذاهای متنوع آنچه مشهوده جدی میگم و اینکه منو انداخت بیرون از نگهبانی ۲۶ بهمن ساعت ۹ صبح و گفت تو و خانوادت خودتو به من انداختید! و گفت کیu هستید و بیلاخ من گفت برای خون و خانوادت و تو سر پول گذا شدی یارانه فلان ....
و دست و بالش لرزید برای یه کارت به من دادن بابت کالا برگ که اون رو برنج حساب کرده بود و گفتم باشه هر کس جدا یک توکن خودش گفت یک تومن مگه چی میشه و یکبار نگفت پول آرایشگاه پول خیاطی پول روغن ماشین پول خودت برو طلا بخر خودت یکبار گفت ولی کلا میگم کلیت جدی آینهای
رابطه پول
اره من سر پول رفتم ولی چی گرفتم اینهمه حس کرده چیکارا کرده هرچی گرفته میتونه دوبرابر بفروشم
و موضوع اینه رابطه براش مهم نیس و از اول سک....س جدی یادمه خوابید یادمه همون بدو ماجرا
جدا من فقط تظاهر کردم اون مواقع.....
البته از زبون خودمم راضی نیستم وقتی انداختم بیرون و با اون چشمای خشمگین اوارم کرد ....که دیگه میا نیا نمیام دنبالت گورتو گم کن زر نزن ...
بعد ببخشید تو عصبانیت گفتم
بهش فکر کرده بود ....
ولی کاری به بحثم ندارم
موضوعم ببین مسأله اون بچه هست و غذا من اینارو میشه حل کنم که نمیخوام موضوع من اون و ارتباطشه که تا حالا یکبار دلم گرم نشده موضوع اینه که عوض نمیشه جدا و این تا ابد سنگینه چون در ذاتش نیس ....
برچسب:
نویسنده: محمد رضایی