
این گزارش با هدف ارائه اطلاعات کامل درباره «خاکسپاری عمو تهمورث و اعتماد به نفس» تهیه شده است و مهمترین نکات منتشر شده را در اختیار شما قرار میدهد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. به تو چه؟!کی تو رو قشنگت کرده؟؟امروز قطعه ۶ رحمتیه شهرکرد رفتیم خاکسپاری شوهر خالم کنارش زنده یاد حیدری جوان ایران دانشجو پزشکی ....موندم تو اینستا دیدمش و کنار شوهر خالم ....حرف زدیم از اینکه پ...
ادامه مطلب
امروز قطعه ۶ رحمتیه شهرکرد رفتیم خاکسپاری شوهر خالم کنارش زنده یاد حیدری جوان ایران دانشجو پزشکی ....موندم تو اینستا دیدمش و کنار شوهر خالم ....حرف زدیم از اینکه پدر و مادر پیر باشن و ملیکا ....سرد بود من صبحش با یه فیلتر شکن عمومی به سختی برای اولین بار بعد از دو سه هفته فقط متصل تلگرام و خریدم کانفیگ جدید ۳۵۰ تومان شوهر مهشاد کجا ۶۹ هزار تومان کجامیلاد گفت نخندید من و نسیم خندیدیم شب رفتیم خونه مریم از همه مهوش خواهر آقای الیاسی گرفته تا زن عمو مهوش زن نامدار برادر آقای الیاسی گفتند چقدر چهره ...
ادامه مطلب
اوایل ازدواجم تا 2 سال سر حس عروس جدید نمیخواستم کلا بچه دار شم و حس مادر بودن تو اولش آزارم میدادبعدش هی میومد و میرفت حسش که گاهی سفت و سخت میگفتم بچه دار شم گاهی ام نهحالا دوس دارم اکثرا بچه هارو و دوس دارم بچه داشته باشم ولی با خودم فکر میکنم اگر تو دبیرستان بکشنش چی ، اگ تو خیابون کشته شه چی همین الاناشک از چشمم سرازیر شد من بدون پاره تنم می میرم ، شوهرم اینارو نمیفهمه ...........ولی نه نمیرزه هر روز نگرانیش دنیاش دنیای منفوریه ..........مامان انقدر عاشقتم که منم دوست دارم بات بازی کنم کلمات غلطتتو لحنتو ببینم دوس دارم بات توی نوجوونیت هم فکری کنم از ایده هات بگی سفر کنیم دوس دارم توی جوونیت عاشق شی گلگون شدن صورتتو ببینمقوربونت برمممممم ولی هیچ وقت به این دنیا نیا چون هنوز نیومده بدون ...
ادامه مطلب
اینه نخریدی، من احترام گذاشتم اومدمرفتی خونه آجیت فقط با عید دیدنی من مشکل داشتنیبار غذا به من نداده ننش، کاپشن قرمز هم که هر روز میپوشه اونم رید روز اول که خریدم برای روز مرد ش با پول خودمآینه با پو...
ادامه مطلب
نه به بچه نه به بچه نه به بچهاز عدم مادر شدن و نازایی هی میترسونن، راستش میترسیدمم که سن بعدا 10 سال بعد بالاست و طبق تنبلی تخمدان و.... بچه اوردن سخت و نشدنی بشه ولی تهش بشه آقا جان، بچه پرورشگاه با ...
ادامه مطلب
البته شاید فکر کرد خیلی پولداریم ولی بازم درستش نبود....یه سینیتابه بزرگ نداشتم......نمیدونم اینو...
ادامه مطلب
بگم با این خانوادت، طلبکارم شدن حال به هم زنن، مامانش میگفت به سن نیس، گفتم من 10 سال کوچیکترم، میدونستن و یه زنگ نزدن، اگه نگران بودین زنگ میزدین، عوضی ها، رسولم با این خانواده مزخرفش البته مامانش و ...
ادامه مطلب
سالها تا همین امشب به خاطر اینکه زندگیم مورد تایید دیگران به خصوص پدر و مادرم نبود، تویه گودال گیر کرده بودم، همیشه خلا داشتم، همین الانم نمیگم کامل رفع شده، امشب مطلب دختر رو خوندم و به خودم افتخار ک...
ادامه مطلب
جنسیخوابید وقتی خستست ولی یارو پیام کاری داد تا نه بهش پیام دادهق هق گره من و نیومد سمتم و عادتنه خانواده تشویقم کرد، همیشه دردسر یه دختر رو دوش مامانشهمهرخ به خاله کبری گفت دیگه اینارو پیغمبر میکنی ...
ادامه مطلب
دختر مستعد و ریسک پذیرم و پسر پرتلاشم، دنیا جای خوبی نیس،نمیدانم چطور پدرتون رو متقاعد کنم و گاهی خودمو که نذارم بیاین که مثل میلاد، تا 28سالگی مواظب سلامتی و پاکیتون باشم و بعد ناامید و افسرده و بیکا...
ادامه مطلب
من میرم دکتر سر پرینم اصلا نیومد کلا دکتر برم چندان نیومد کار نداشت من محمدو اروم کردم، حمیده رو اروم کردم، بهشون آب نبات دادم. کار نداشت مردم زندم کار ندارن عروسم باید برم سفر کلا من پخ دلم تنگه برا...
ادامه مطلب
گردو داد به باباش، بعد مامانش بعد من اجیش دستش درد اومد سریع گفت تو کار نکن من مریض میشم کارم نداره..... پس پچ هاشون مامانم که گفت زنیکه رفت مشهد یه روسری برام نیورد و سر شب عروسیم یه سکه نذاشت بین قباله یکم دلم زیادی گرفته ...
ادامه مطلب
با آرامش توضیح, دادم که سایت، کد داره، سرور و کدهاش پیش یاروه، پول میخواد، بعد یهو گفت یعنی ن میشه, بری پیشش یاد بگیری؟ خب چرا حرصم میدی، خب چراااااا، هر دفعه حس تهی بودن میکنم، هر دفعه حس میکنم بهم میگ...
ادامه مطلب
امروز تو بحث ادامه دار با کسی که ازم انتقاد کرد و حالا درست و غلطش مهم نیست/ یه لحظه بعد از اتمام مبارزه ی حرفیم/ و خوشحال از اینکه طبق معمول انقدر ادامه دادم که طرف فهمیدو و من بردم و جنگ حرفیمون ،طبق معمول با پیروزی من خاتمه پیدا کرد،یهو به خودم اومدم!!!!چرا من اینهمه با همه ،جنگ حرفی دارم تا در ن...
ادامه مطلب
1)من جوونم و زیبا و سالم و خانواده دار و تک دختر و قد بلند وخانواه فرهنگی دارم و یه داداش دکتری دارم و مدرکم، اخر کارشناسی و مامان دلسوز بادرک و بابای شادیکه دنبال موفقیت بچه هاشه و.امید به زندگی خوبی داره و دوتا مامان بزرگ سید و از نظر جنسی عالی و جذاب و خوش رقص و عشوه و....... که جا داره بگم،همشون امانت هایین که خدا بهم داده. و میخواد ببینه چطوری با امانت هاش کیف میکنم...... فقط نیلو جون،فقط از خودت بپرس توچی نداری؟خداییش تا حالا پرسیدی؟نیلو تو همه چیز داری همه چیز روابط اجتماعی عالی،تغذیه عالی،به بدنت میرسی به پوستت، درسته میخونی،آخه خداییش هیچ چیزی کم ...
ادامه مطلب
من خدایم عالیست. وقتی صبح زود بیدار میشم و خوشحالم وبعد از صبحونه و حس خوشبختی داشتن در کنار خانوادم،به گل داخل اتاقم سلام میکنم و میبوسمت چون فقط اجازه انرژی مثبت را به درون اتاقم میدهد. کمی حدود پنج دقیقه در آینه نگاه میکنم و به خودم خوشبختی هایم را یادآوری میکنم و منتظر بیشتر شدنشونم و پسرهای درست و با حس عالی به من، از الان به بعد به سراغم می آیندو من.راجع به آنها،البته با اطلاع خانواده ها، فکر میکنم و منم که ناز میکنم و آنها خریدار واقعی هستند و کسی که شرایط عالی دارد و عاشقم هست را آشنا میشوم و در نامزدیمان من هم خدارو به خاطر داشتنش شکر میکنم و د...
ادامه مطلب