خرید بک لینک
گردو داد به باباش، بعد مامانش بعد من

اجیش دستش درد اومد سریع گفت تو کار نکن

من مریض میشم کارم نداره.....

پس پچ هاشون

مامانم که گفت زنیکه رفت مشهد یه روسری برام نیورد و سر شب عروسیم یه سکه نذاشت بین قباله

یکم دلم زیادی گرفته

برچسب: نویسنده: محمد رضایی تاريخ: شنبه 17 آذر 1397 ساعت: 18:02

صفحه بندی