اره درست و غلط مفهوم نداره گناه و عذاب وجدان شاید ولی بحث اینه مثلا قبلا خوشم میومد طاهرزاد زنگ میزد و ادامه و بازی و عکس پروفایل تلگرام حتی برم باش و... خب اون کنترل کرد شیطون بود از سک.س خواست یدونه ولی نه حضوری نذاشت و منم کنترل کرد و منم روز آیندهش عقلم سر جاش میومد پس این مدت میگفتم خوب شد کنترل کرد و کم منم کنترل کردم عکس زنشو دیدم گفتم این دوسش داره عکس میذاره
و مسئله این نیس همین الآنم زنگ زده با وجود بلاک کردن من چون قبلاً این تصمیم رو گرفتم حس خوب دارم بخشی میگه اوه اون زنگ زده ادامه بده ولی من از پارسال یه درس کارمایی عظیم رو پاس کردم
اونم اینه عشق عشق نیست وقتی دوری تصور من میاد بالا اونها هم همینطور و تصور بهترین حالت فرد هیجان عشق توش قلب بالا پایین شدن سینهحخلاصه حال خوب هیجان احساس
ولی اونام زندگی ۸ ساله داشتی میشن همون شوهر یا زن حتی در لول پست تر پست تر چون شوی من لااقل آرامش داره و خیلی نکات دیگه
میدونی شاید واسه یکی خوبه میدونی واسه کی کسی که نشخوار عذاب وجدانی فکری نداره مثلا چشم تو چشم با شوهر یا خود طاهرزاد با زنش
میدونی هیچکس نفهمه تو بری صففا بیای خونه برای من لبریز فکر عذاب وجدان حس گناهی که نمیدونم بحث گناهش مهم نیس اینکه درونم آرامش نداره همین اصلا بگیم شجاع نیستم یا کلیشه های ذهنم قویه خب اینم
کسی که نداره خب راحته
من اینم اون ارامشه از عشق خیلییییییییی فراتره الان برام عشق گذرا من ادمش کیف میکنما اون لحظه می بدش میاد. هیجان رومیو ژولیتی رو ولی مبحث ارامشه هست که میره
و آره منم باور دارم که سک.س تبادل انرژی دو نفره واقعا نخوره فرکانس ها ،کارما داره قشنگ انرژی اون تو برای اون نچ ذره ای جالب نیس اون لحظه آره ولی بعدشه که کندالیتی تو کلا رفته یه چیز دیگه شده
برای همین گاهی فکر میکنم ولی چون من فانتزی بازم مدام قبلش میگم نیلو نه تو این فکری نه قراره عملیش کنی نه این احساسی ولی میتونی در جهان اندیشه خودت آزاد باشی گاهی خلق کنی خارج از چهارچوب و پیش برو با هرکسی میخوای مثل خوابم با طاهرزاد که چسبید
پس وقتی بودن با کسی سالها همون حس اردواجیه و هیجانش میره برای من یکی اوکی نیس ارامشم رو اونم خودم میگم کسی نفهمه مهم ترینش درگیری خوده فرده نمیخوام
پس شمس جان آره گناه بی عذاب وجدان شاید گناه نیس نمیدونم
برچسب:
نویسنده: محمد رضایی