خرید بک لینک

امروز قطعه ۶ رحمتیه شهرکرد رفتیم خاکسپاری شوهر خالم کنارش زنده یاد حیدری جوان ایران دانشجو پزشکی

....

موندم تو اینستا دیدمش و کنار شوهر خالم ....

حرف زدیم از اینکه پدر و مادر پیر باشن و ملیکا ....

سرد بود من صبحش با یه فیلتر شکن عمومی به سختی برای اولین بار بعد از دو سه هفته فقط متصل تلگرام و خریدم کانفیگ جدید

۳۵۰ تومان شوهر مهشاد کجا ۶۹ هزار تومان کجا

میلاد گفت نخندید من و نسیم خندیدیم

شب رفتیم خونه مریم از همه مهوش خواهر آقای الیاسی گرفته تا زن عمو مهوش زن نامدار برادر آقای الیاسی گفتند چقدر چهره جذاب و شرقیه ، تا شوهر ماندانا و آقای مقیمی که منو میخواست برای پسرش و گفت قشنگه تا پسر های نوجوان یعنی هر سنی ایران خانم تا شوهر مهره محمد زن و مرد خوششون اومده بود ازم

نگاه ها جالب تا شوهر خانمی شبیه بهتره که پسرش پنجم و با معرفت بود

و روزهای قبل مرجان و مهرخ و مریم گفتن نیلوفر چه تهرانی شده جذابه

می‌دونی ببین نیلو زن و مرد و هر سنی تا مردهای داخل تالار پسرهای جوان که میرفتن می‌دیدن منو مجدد میرفتن تالار باز ببینن الکی حرف بزنن به قول مامان می‌گفت رفت تو نفتت ...

خواستم بگم نه صرفا مرد و پسر ، خانم پیرمرد پیرزن و .... یه کاریزمایی دارم چهره شرقی حس خوب میدم دوسم دارن جدی به قدرته انگار مرکز جمعیت باشم در کانون

خواستم بگم به خودم بیام نه سر تأیید اونا خودم خودمو تو آینه میبینم رقصیدم خوشم میاد پس لطفا ارزشمو بدونم گاهی خیلییییییییی کم لطفم در حق خودم اونقدر آوردم پایین یارو چیکارا کرده مسأله من اینه که به خودم بیام اینهمه سواری ...

انگار نیلو درونم داد زد ببین کجایی نیلو خودت با خودت خوب باش ببین کجایی ببین از نظر مردم کجایی خودت با خودت مهربونم باش متعهد به خودت نه هیچکس باش ارزش خودتو بدون

برچسب: نویسنده: محمد رضایی تاريخ: سه شنبه 16 تير 1405 ساعت: 22:27

صفحه بندی