خرید بک لینک

دیشب تو جاده سلامت حتی اجیش هم می‌گفت رسول چشه فقط دراز بکشه حرف نزنه

ببینید چیو دارم ۸ ساله تحمل میکنم

مامانش ، نخود نپخته ،پیاز بزرگ آب زیاد چربی گوشت با برنج سرد و سفت آورده کلی هم تشکر کردم آقا دستش درد نکنه بعد پسرش صبح یه برنج گذاشته با لحن شوخی ،زعفرونمو تموم نکنیا بهم بگه بدم میاد هر وقت کاری میکنم میای سرک می‌کشی

خودت که هیچ کاری نمیکنی یا خودت که کاری نمیکنی!

یادم افتاد حتی دستبند گل گفت نمی‌خریم ما ....سر عقدم

یادم افتاد فقط دارم براش پول جا به جا میکنم و قرض کنم

یادم افتاد پول بیمم میدم

یادم افتاد به شب ها که ساکت خوابید منم تنها تو اتاق با گریه

یادم افتاد سر سکوتش رفتم حرف زدم با ...

آدمم خسته میشه ! نمیشه !

یادم افتاد یکبار ظرف نشست در حالیکه کفش حمیده رو مسلم هم شد درست کرد ظرف هاشو شست ،ظرف مامانتو باباش شست

یادم افتاد زانو درد داشتم فقط خونه مامانم بودم

خستم

حال بحث ام ندارم چون گاوووووووه جدا باور کردم گاوووووه و چون گاووووه نای بجثم ندارم حتی

یادم افتاد ،۸ سال بدهی و طلایی که رفت ماشین خریدم

ولی بحث من پول نیس

خستم بحث من دراز کش بودنش همه شبهاس

برچسب: نویسنده: محمد رضایی تاريخ: سه شنبه 16 تير 1405 ساعت: 22:27

صفحه بندی