
الان دیگه بچه داشتن خوبه ها تو فکر اینم برم یواشکی تخمک هامو فریز کنم تا ۳۱ سالمه چه رسول باشه چه نه که بشه یه روزی حامله شم ولی بچه دار شدن الان منطقی نیس بهم بگه تو قول دادی ۲سال بعد ازدواج باردار شی بگم آره با شرایطی که دروغ نگفته بودی و گفتی خونت تکمیله مال خودته و فروشگاهم مال خودته اما هیچی نداری و توی یه خونه افتضاح ،اجاره نشین هستیم ۵ ساله پس منم دلیل نداره روی حرفم باشم که اگر اون زمان راستشو گفته بودی انتخابت نمیکردم.چون با منطقم ازدواج کردم نه احساس و دلم ، وقتی دروغ گفته ،منم میزنم زیر گزینه بچه دار شدن به مسافرت نرفتن هامون ، دروغ اینکه عروسی کمتر خرج شه بریم هند و زر مفت زدی و... جمعه ها هیچوقت نبودی آره بهتره راهمون جدا باشه یا صرفا همخونه ادامه بدیم کاری به زندگی هیچکس ندارم ...
ادامه مطلب
وقتی در هر ماه نصف ماه حدود حداقل ۱۵روزش نخواستنش است یعنی میلنگد جای کار به بچه آوردن فکر میکنم ولی وقتی پدر بچه را دوس ندارم ظلم است وگرنه ترک بارداری و حاملگی ومحدودیتش بله آسان نیس ولی اگر عاشق بودم حسم میگفت به جان میخریدمش من میخندم نه به انجام آن کار به سوتی آن جمله مثل تو دادی ولی او بلند داد میزند بس است نخندید ..... من لباسم میخرم او نمیخواهد من مسافرت و جمعه ها در هفته تفریح و دلخوشی و شیطنت او سر کار و عبوسخانواده من اهل معاشرت و شیطنت خانواده او سر سخت پول درآوردن چقدر تفاوت به قول دیگران میگویند نیلوفر تو متاهلی ؟!!!!نه تو مجردی نمی آید ازدواج کرده باشی ولی او می آید که صاحب سومین بچه هم باشد میخواهم داد بزنم ریدم ببخشید اینجا وبلاگ من است حرف دل من است...
ادامه مطلب
سلام بابا لنگ دراز(دانیال) من من بارها و بارها فکر کردم دلم میخواد تو مثل جودی ابت بابا لنگ دراز من باشی یه بابا لنگ دراز که هیچ وقت نبینمش ولی باش حرفامو بزنم و برعکس.نمیدونم چرا تورو انتخاب کردم / منیکه به غد بودن معروفم و با کسی حرفای اینجوریمو نمیزنم.من خیلی سادم یه دختر ۷۱ ام ولی از بچگی حس متفاوت بودن داشتم افکارم با وجود سادگیم با بقیه فرق داشت .....بابا لنگ درازم که نمیدونم قبول میکنی بابا لنگ درازم باشی یا نه؟گاهی به اندازه یه دنیا بات حرف دارم من میدونم که یه زن داری و یه بچه و مدیر عامل دوتا شرکتی / من نه میخوام بات لاس بزنم و نه میخوام ببینمت...
ادامه مطلب